Tuesday

قد بلند بودن علل برکناری دو وزیر اعلام شد!

در پی اعلام برکناری ( استعفا یا بیرون انداختن و یا کنار نیامدن و یا هر چی که فکر میکنید ) دو وزیر از کابینه در حال اتمام دولت نهم شایعات مختلفی درباره علل این واقعه از گوشه و کنار شهر شنیده میشود !

منابع آگاه اعلام کردند علل برکناری این دو وزیر نه مخالفت با ریاست جمهوری درباره نامه بالاترین مقام کشوری و نه خسته شدن از تکرویهای ریاست جمهوری و نه هیچ چیز دیگری بوده است!

منابع آگاه از یک منبع آگاهتر که خواسته است نامش تا پایان انتخاب کابینه آینده (که هنوز معلوم نیست رییسش چه کسی است) فاش نشود اعلام کرده اند که ریاست جمهوری به یار غارش یعنی همانی که همه این دعواها سر او به پا شده است گفته است:

که من هم از اول از قیافه این دو تا خوشم نمیومد چون این دو تا قد بلند هستند و من از آدمهای قد بلند خوشم نمیاد !چون قدبلندها از اون بالا به آدم نیگاه میکنند !آدم فکر میکنه زیر دستشونه!در حالیکه نمیدونند که من رییسشونم !

منابع اگاه همچنین پیش بینی کرده اند که اتفاقات عجیب تر از این هم در روزهای آینده در حال رخ دادن است که به اطلاع ملت استکبار ستیز خواهد رسید!...

Sunday

انتصابات اخير عامل بروز حوادث هوايي ....(طنز)

با توجه به سوانح هوايي اين چند روز اخير از جمله حادثه هوايي مشهد-خروج هواپيما اروميه از باند –برخورد دو قطار و احتمالا چند حادثه ديگر در همين هفته كارشناسان امر با توجه به مدارك و شواهد به دست آمده و بررسيهاي گسترده و موشكافي در بزاق دهان-ادرار –و روم به ديوار م د ف و ع خلبانان و خدمه و كليه مسافرين و همچنين تحقيقات بسيار دقيق درباره زندگينامه سر خلبان و مدير عاملان شركتهاي هوايي ذيربط و پرس و جو از همسايه ها و اقوام وزير راه و كليه معاونين مربوطه علل اين سوانح را به شرح ذيل اعلام كرده و خواهند كرد!
در همه اين سوانح خلبان يا لوكوموتيو ران قطار از موضوع خاصي متعجب و بسيار دستپاچه گرديده است و به همين دليل نتوانسته كنترل هواپيما يا قطار يا هر چي كه بعدا احتمالا قرار است برايش حادثه اي رخ دهد را به دست گيرد!و اما با بررسي دقيقتر و خواندن اطلاعات از روي جعبه هاي سياه موجود پس از اعلام يك خبر همه اين حوادث رخ داده است :و آن خبر كه از برج مراقبت و از يك منبع ناشناس منتشر شده است اين بوده كه:جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد با وجود مخالفت بالاترين مقام مشايي را معاون اول خودش انتصاب كرد !
البته كارشناسان امر پيش بيني ميكنند كه با توجه به انتصاب مشايي به عنوان رييس دفتر دكتر احمدي نژاد احتمال بروز حوادثي از اين قبيل دور از انتظار نيست!ناگفته نماند بررسيها براي اعلام منبع اين خبر ادامه دارد كه به زودي به اطلاع هموطنان عزيز خواهد رسيد!
اين نوشته فقط جنبه طنز دارد و هر گونه پيگيري آن غير قانوني ميباشد!

الهام احمدی نژاد مشایی شد!

با توجه به علاقه فراوان جناب بزرگوار به الهام و با توجه دیگر به اینکه الهام ایشان احتمالا در شورای نگهبان بیشتر خوش میگذرانند و دیگر تمایلی به الهام بودن خودشان ندارند و اینکه باید پیوندهای فامیلی به هر صورتی شده بیش از پیش محکم و محکمتر شود و با توجه به همه دلایلی که اصلا ربطی به من و شما ندارد الهام اآقای بزرگوار جناب اسفندیار شدند!....

Saturday

تغيير در كابينه هوايي....!

با توجه به حادثه هوايي ديگر و كشته و زخمي شدن بيش از 16 نفر از مسافران و خدمه هواپيما منجمله رييس شركت هواپيمايي مزبور و با عنايت به ادامه اين روند و احتمال تكرار اينگونه حوادث كه باعث شكوفا شدن استعدادهاي درخشان صنعت هواپيمايي ما در اثر تحريمهاي استكبار جهاني ميگردد و همچنين با توجه به مديريت عالي و بي نظير وزير مربوطه در عرصه بهبود وضعيت فرودگاههاي كشور بخصوص فرودگاه بين المللي امام خميني در اوايل تصدي وزارتشان كه بصورت زنده چندين بار از تلويزيونهاي داخل و خبرگزاريهاي خارج از كشور پخش گرديد پس از كش و قوسهاي فراوان و رايزنيهاي تكنفره و ...به احتمال خيلي خيلي زياد جناب وزير راه به سمت معاون اولي رييس جمهور انتخاب ميگردند تا علاوه بر قدرداني از زحمات دو ساله ايشان مشت محكمي هم بر دهان استكبار جهاني زده شود كه باتحريمهاي تو خاليش ملت را معطل خود كرده است !و هم ملت بزرگوار بدانند كه جاي پيشرفت و تعالي براي هر كسي كه در كابينه خوش بدرخشد وجود دارد و از همه مهمتر اينكه ...ثابت گردد كه ضرب المثل زبان سرخ سر سبز را ميدهد بر باد هيچگونه سند تاريخي و واقعي ندارد و احتمال اينكه زبان سبز سر سرخ را بر باد دهد بيشتر و محتملتر ميباشد....

Wednesday

معاون اول از انتصاب تا ...؟!

بعضي وقتها كارهايي از كساني كه فكرش را نميكني سر ميزند كه نميدوني خوشحال باشي يا ناراحت؟!
جريان انتخاب معاون اول هم از همان كارهاست!هنوز نه به داره نه به باره ابلاغ معاون اولي را زدند!حالا بماند كه خيلي از همان سينه چاكهاي آقاي رييس هم ازهمان اول از اين آقاي معاون دل خوشي نداشتند!قضييه اش هم برميگردد سر دوستي با فلان ملت و مردم...!
حالا هم آقاي رييس به خاطر اينكه ثابت كند حرف مرد يكي است و او وامدار هيچ كسي نيست آمده و بالاترين مقام بعد از خودش را براي پدر زن پسرش در نظر گرفته!تا با يك تير دونشان يا شايد چند تا بزند!
اولا:به قول خودش ثابت كند وامدار هيچكسي نيست و مستقل مستقل عمل ميكند !
دوما:پيشدستي كند و جلو جلو خودش را رييس كند!
سوما:به اينوريها بگويد من خواستم مستقل باشم ولي اونوريها نگذاشتند!

نتيجه اخلاقي:
قصد و نيت آقاي رييس هر چي كه باشد ولي به نظر من حق دارد خودش معاونش را انتخاب كند!وگرنه اينهم فردا ميشود مانند هزاران قانون ننوشته ولي اجباري!

Tuesday

صداي جيغ عدالت!

مطلبي را تو يكي از روزنامه هاي محلي خوندم كه حيفم اومد اينجا نيارم:
نويسنده مطلب با ياد آوري خاطرات گذشته اش به نقل از يكي از دوستانش چنين نقل ميكند:
يادت مي آيد دوران دبستان كه وضعيت مالي مدرسه خوب نبود يكي از روزها مدير مرسه به بچه ها گفت ميخواهم يك مسابقه بين شما برگزار كنم و هر كلاسي كه برنده مسابقه شد ميره به اردو!و اما مسابقه اين بود كه هر كلاسي كه در مدت معيني پول بيشتري جمع كنه برنده ميشه و به اردو ميره!روز موعود فرا رسيد و توبت شكست قلكها شد !و پس از شمردن پولها كلاس ما بيشترين مبلغ پول را جمع كرده بود !ولي در همين اضاع پسر كدخدا و ارباب ده با صداي بلندي وارد شد و و با يك دسته اسكناس درشت به مدير گفت :اين پولها را باابامون داده گفته باهاش كلاستون را ببيريد اردو !همه هاج و واج مونده بودند!كه ناگهان از ته كلاس حجت فرياد زد نه!!!
صداي حجت آنچنان بلتد بود و از ته دل كه مدير و بچه هاي ديگه به خودشون اجازه ندادند كه پول پسر كدخدا را قبول كنند و كلاس ما برنده اعلام شد و به اردو رفت!....ولي چند روز بعد حجت گم شد و ديگه كسي اونو نديد!

شهریه نداری مدرسه نرو!

فصل تابستان علاوه بر مشکل همیشگی و فکر کنم ابدی جوانان و نوجوانان ایرانی یک مشکل دیگر هم برای پدران و مادران ایرانی دارد!آنهم غصه خوردن برای پیدا کردن مدرسه ای جدید با امکانات خوب و شهریه کمتر است!یادم می اید زمانی که من درس مسخواندم تمامی مدارس دولتی بود و معمولا کمتر مشکلی با ثبت نام و شهریه و اینگونه مسایل داشتیم .اصلا غصه ای به نام مدرسه جدید وپول و شهریه و برنامه های فو قالعاده پولکی وجود نداشت!اصلا چیزی به نام معلم خصوصی و آموزشگاه و کلاس فوق برنامه معنی نداشت!ولی امروزه مثل اینکه اگر کسی به مدرسه ای برود که رایگان تحصیل کند جز محالات شده است!قبل از نوشتن این مطلب داشتم خبر بیست و سی را نگاه میکردم که گزارشگر از وزیر آموزش و پرورش درباره مدارس غیر دولتی که شهریه هایی میلیونی و بالاتر از نرخ مصوب از والدین میگیرند سئوال میکرد .میدونید وزیر چه پاسخی داد؟!ایشان با کمال ...گفتند:والدین میتوانند در صورتیکه از پس هزینه ها بر نمی آیند مدرسه فرزندشان را عوض کنند و تا زمانی که از اینگونه مدارس شکایتی نشود ما هم هیچگونه برخوردی با این مدارس نداریم!به به!به به به این نظارت و به به به این وزیر دلسوز !شاید به نظر جواب ایشان منطقی به نظر آید ولی با کمی تامل متوجه میشوید در شهرهایی که مدارس دولتی هنوز ثبت نام شروع نشده ظرفیتشان تکمیل گردیده و در ثانی هر کسی را هم ثبت نام نمی کنند آن پدر مرده ای که مجبور است برای ادا حق پدری فرزندش را به مدرسه بفرستد چکار باید کند؟!آیا وقتی در شهری تعداد مدارس غیر دولتی از مدارس دولتی بیشتر است و اینگونه مدارس هم در دریافت شهریه گوی سبقت را از یکدیگر ربو ده اند دیگر جایی برای مدرسه رفتن میماند؟!آنوقت به ما از بچگی یاد داده اند که تحصیلات رایگان است !خدا پدر و مادرتان را بیامرزد کدام رایگان؟!همان مدارس دولتی را هم که میگویید هر ماه به بهانه های مختلف مبلغی پول میگیرند که اگر در کل حساب کنید کمتر از شهریه های خصوصی نیست!یا فلان معلم دلسوز و مدیر فداکار برای بالا بردن بنیه علمی دانش آموزان تقاضای مبلغی را به عنوان حق الزحمه کلاسهای جبرانی قبل از امتحانات میکند تا شاگردان به قول خودشان بنیه علمیشان بالا رود!نمیدانم !!!شاید هم دیگر تحصیل رایگان را مانند دیگر بندها و اصول کتابی که همه خودمان را مطیع آن میدانیم ولی هیچ وقت به آن عمل نمیکنیم فراموش شده باید بدانیم!...

Friday

درددلهای من با وبلاگم!

فقط تو هستی که همیشه به رویم لبخند میزنی !به من خوش آمد میگی وقتی که خسته و کوفته از ملامتهای هر رزوه این روزمرگی به تو پناه میارم!برای تو فرقی نمیکنه که حال و احوال هر روزه من چطوریه؟چه خوشحال و چه غمگین باشم آغوش تو برای من هر روز و هر شب بازه!تویی که میزاری با انگشتهایم تن مهربونتو لمس کنم !و هر چی که به ذهنم میرسه مانند نتهای یک آهنگساز بر روی سازش بیارم!با اینکه این روزها نامهربونیها نسبت به تو بیشتر شده!ولی لبخند تو برای من بیشتر و بیشترشده!با اینکه منم دیگه از دست اینهمه نامهربونی کمتر به سراغت میام ولی همیشه دلم با توست!...آره تویی همدم تنهاییهای من و گوش شنوای درددلهای من ....وبلاگ من!