با حادثه تروریستی امروز که دریکی از شهرهای مرزی استان سیستان و بلوچستان رخ داد و حدود بیش از 50 نفر کشته و زخمی شدند دوباره بحث امنیت و یا واضح تر بگویم نا امنی منطقه به وضوح خودش را نشان داد.و دوباره بحثها درباره مقابله با گروهک تروریستی ریگی بر سر زبانها افتاده!و اینکه چه کاری باید کرد و چرا با وجود اینهمه محکم کاری و نظامی کردن و ...باز هم چنین اتفاقاتی می افتد؟!متاسفانه پس از وقوع چنین حوادثی بر خوردهای خیلی احساساتی با مسئله صورت میگیرد که همین برخوردها نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه در بیشتر اوقات جواب عکس میدهد!من نه در این زمینه تخصصی دارم و نه صاحب نظرم ,بلکه با توجه به اخبار و شنیده ها که هر روز در رادیو و تلویزیون میبینم و میشنوم بعضی چیزها انقدر روشن و واضح است که آدمی تعجب میکند چرا بر عکس آن عمل میشود؟!کمی موضوع را بیشتر باز میکنم:
الان آمریکا و کشورهای غربی که به نوعی در تلاش هستند که امنیت افغانستان و عراق را تا مین کنند و نزدیک هفت سال است که به قولی در حال مبارزه با تروریسم هستند تازه دریافتند که اینهمه نظامی گری و فرستادن سرباز و تسلیحات نه تنها از تروریسم و افراطی گری نکاسته بلکه در بعضی مواقع خیلی بیشتر شده ,آنها دریافتند که ریشه اصلی افراطی گری و تروریسم فقر اقتصادی و فرهنگی است,بعضی از فرماندهان و متخصصین مبارزه با تروریسم در همین کشورها اذعان کردند که هزینه ای که در این چند سال صرف مبارزه شده اگر نصف آن صرف بهبود اقتصاد و سرما یه گذاری برای آموزش و بالا بردن فرهنگ میشد الان شاید خیلی از این مشکلات حل میشد!آنها به وضوح دریافتند که به علت فقر اقتصادی و فرهنگی است که پسر 9 ساله مجبور به رفتن به مدارسی میشود که تعصبات دینی و مذهبی را آموزش میدهد و در عوض یک وعده غذای گرم و جای خواب به او میدهد!مسلما در کشوری مثل افعانستان با آن اوضاع جنگ زدگی بیست ساله به دست آوردن یک وعده غذای گرم و پوشاک و جای خواب مناسب برای بسیاری از خانواده ها نعمت بزرگی است!هیچ انسانی به خودی خود حاضر به کشتن انسان دیگری نمیشود مگر اینکه تحت تاثیر آموزشها و تلقینات فکری باشد که این کار را بریا او موجه جلوه میدهد!همان کاری که الان طالبان و القاعده و گرههای افراطی دیگر در افغانستان و عراق و بسیاری دیگر از کشورها در حال انجام آن هستند!برگردیم به موضوع نا امنی در سیستان و بلوچستان ,کسی در ایران نیست که وقتی نام این استان را میشنود یاد مواد مخدر,محرومیت ,فقر ,نا امنی و ... نیافتد!چرا با گذشت بیش از 30 سال از انقلاب هنوز این موارد با نام این استان عجین است؟!من منکر کارهای بسیاری خوبی که در این منطقه شده نیستم مسلما امکاناتی که مردم این منطقه دارند خیلی بیشتر از امکاناتی است که در رژیم گذشته دا شته اند, ولی آیا این برای منطقه ای که سالهاست از محرومیت اقتصادی و فرهنگی رنج میبرد کافیست؟!منطقه ای که به علت موقعیت جغرافیایی خاص خودش که هم مرز با دو منطقه نا امن جهان یعنی پاکستان و افغانستان است و محرومیت فرهنگی و اقتصادی دیرینه استعداد بالقوه برای جذب جوانان به سوی این افراطی گریها را دارد!منطقه ای که بنا به آمار رسمی علاوه بر بالا بودن میزان بیکاری بیشترین جمعیت جوان را نیز دارا میباشد مسلما بهترین جایگاه برای پرورش تعصبات مذهبی و افراطی گری است که توسط دیگران و برای رسیدن به اهداف خاص انجام میشود!
خلاصه اینکه به نظر من باید بستر لازم برای اینگونه حوادث را از بین برد ,من به هیچ وجه موافق با اینگونه اعمال وحشیانه و تروریستی نیستم ولی معتقدم تا زمانیکه محرومیتهای فرهنگی و اقتصادی در اینگونه مناطق حل نشود , شاید بتوان بصورت مقطعی و آوردن فشار و برخورد احساسی تا حدی اینگونه حوادث را کاهش داد ولی دوباره شاهد اینگونه حوادث خواهیم بود.بالا بردن امنیت از طریق نظامی گری وقتی جوابگو خواهد بود که به موازات آن و یا شاید هم قبل از آن بسترهای لازم برای امنیت پایدار بوجد آید....

0 نظرات:
ارسال يک نظر