Monday

چرا رياكار شده ايم؟!

البته به نظر ميرسه كه هيچكس به خودي خود اهل ريا و تظاهر نباشه اصولا ذات و فطرت آدمها مخالف ريا و تظاهره !به نظر من اين جامعه-محيط و شرايط زندگي و تربيتي هر فرد است كه شخص را مجبور به كاري ميكند!مسلما مقاومت و مقابله با اينگونه مسايل در هر فرد بستگي به اراده و شخصيت ذاتي شخص دارد!
بطور مثال شايد فردي شخصيتش طوري پرورش يافته باشد كه حاضر نباشد به خاطر بعضي منافع شخصي و حزبي و يا خانوادگي و ....به ريا و تظاهر روي بياورد!و يا شخصيت فردي ديگري به گونه اي باشد كه براي به دست آوردن كوچكترين چيزي حاضر شود به آنچه كه باور و اعتقاد ندارد تظاهر كند!
البته نبايد پيروي كردن از بعضي قوانين و دستور العملهايي كه در بعضي ارگانها و ادارات وجود دارد را به عنوان ريا و تظاهر به حساب اورد !
مثلا اگر اداره اي قانوني را براي پوشش كارمندانش وضع ميكند و شما مجبور به كار در انجا هستيد بايد حداقلهاي آن را انجام دهيد !اگر چه به نظر شما آن قانون تبعيض آميز باشد!(در اين صورت شما دو راه داريد يا به مقابله با آن قانون و رفع و اصلاح آن بر آييد آنهم از راهش و يا قيد آن اداره و ارگان را بزنيد )
پس ميبينيد كه در جامعه اي مثل جامعه ما به علت اينكه از مذهب و دين سو استفاده ميشود و به گونه اي دين و مذهب ما دولتي شده است داشتن ظاهر مذهبي و خود را به رنگ جماعت در آوردن به نوعي عادت روز مره شده است !و اين عادت هم به علت گرفتار شدن در قوانين تبعيض اميز و بخش نامه ها و دستور العملهاي به ظاهر مذهبي ميباشد كه در باطن روح دينداري و گرايش به دين را در فرد از بين ميبرد!