Friday

دهانی که بسته باشد بهتر از آنست که به بی ناموسی برای قدرت باز شود!

نفر شماره 1در حالیکه از شدت خشم و عصبانیت توان کنترل خودش را نداشت و صورتش بر افروخته و سرخ شده بود برای ثابت کردن و بر حق بودنش چندین نفر را متهم کردخودش را بر حق و دیگران را مخالف خود و برنامه هایش اعلام کرد!قبلا هم از این حرفها زده بود!جایی که نمایندگان دنیا نشسته بودند همه آنها را مخالف خودش اعلام کرد و خودش را بر حق دانست !خودش را ناجی دنیا میدانست و بقیه را به فنا شدن مژده میداد!

نفر شماره 2 اما ظاهرش نشان از آرامش داشت!آرامشی که حتی نمیتوانست خودش را در برابر اینهمه برافروختگی به ظاهر عصبانی نشان دهد!انتقاد کرد و خودش را بدهکارو وکیل دیگران نمیدانست!اتهامات را شنید و چیزی نگفت !هدفش نقد قدرت بود.قدرتی که در حال آتش زدن بود!هدفش آرام کردن بود و کم کردن اینهمه حرارات!

نفر شماره 1 که خودش را بازنده میدانست و توان پاسخگویی نداشت خنجرش را کشید ! آری خنجر بی ناموس و بی غیرتی !شاید بتواند او را با این سلاح از پای در آرد!

نفر شماره 2اما نشان داد که در میدان مبارزه باید مرد بود و نامردی در مرامش نبود کوتاه آمد و نشان داد که حتی اگر در این مبارزه شکست بخورد ولی حاضر نیست به هر سلاحی دست ببرد !حاضر نیست از مرام جوانمردی کوتاه بیاید !اگر چه او را بی زبان بنامند!او نشان داد که دهانش اگر بسته باشد بهتر از انست که به بی ناموسی برای قدرت باز شود!