Monday

انقلاب30 ساله میشود آیا احساس جای خود را به منطق میدهد؟!

دوباره 22 بهمن آمد.از بچگی یادمه همیشه این روزرا روز با شکوه وروز پیروزی انقلاب مینامیدند.من تو دوران انقلاب خیلی کوچکتر از اونی بودم که بتونم این روزها را درک کنم .دوران تحصیل هم وقتی این روز می امد از طرف مدرسه باید تو راهپیمایی شرکت میکردیم و کلاس و مدرسه را آذین میبستیم بدون اینکه معنی واقعی این روز را درک کرده باشیم!کم کم بزرگ شدم از بزرگترها حرفهای مختلفی میشندم.بعضی هاشون به خودشون لعن و نفرین میفرستادند که انقلاب کردند و بعضیهاشون هم چنان دفاعی از کارشون میکردند که نگو وننپرس!جالبتر اینکه خیلیها هم که هم سن و سال من بودند بدون اینکه از اون دوران چیزی بدونند و درکش کرده باشند مدافع سر سخت انقلاب بودند!بعضیها میگفتند ما به خاطر فساد و ابتذال رژیم گذشته انقلاب کردیم!بعضیها خفقان سیاسی را مشکل اصلی میدانستند!بعضیها هم دور شدن جامعه از اسلام و قوانین شریعت را عامل اصلی کارشون میدونستند!ولی در این چند سال اخیر نکته جالبتر اینه که خیلی از کسانی که روزی از بانیان این انقلاب بودند و به قولی جز کسانی بودند که ازپاریس نطفه این انقلاب را بستند و برنامه ریزیها را انجام دادند!امروزه از انحراف انقلاب حرف میزنند!آنها از خواسته های اصلیشان که همانا استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی بود حرف می زنند که خیلی زود این خواسته ها فراموش شد !اوایل انقلاب اختلاف و دو دستگی بین انقلابیون بالا گرفت !گویی همه آنهایی که زمانی برای سرنگونی حکومت قبلی دست اتحاد و یاری به هم داده بودند خیلی زود دست از دست یکدیگر جدا کردند!اعدامهای سران حکومت قبلی که خیلیها مخالف آن بودند!اجباری شدن حجاب !محدود کردن فعالیتهای زنان!بستن روزنامه ها و ...به عنوان دفاع از انقلاب و حفظ ارزشها کم کم جدایی و اختلاف را بین انقلابیون ایجاد کرد!بعضیها تبعید شدند و خانه شین بعضیها هم به زندان رفتند و بعضیهاهم اعدام شدند و...خلاصه انقلاب هر روز بر اساس اینکه چه کسی حکومت میکرد معنی خاصی پیدا میکرد !در این سه دهه بعضیها هم آمدند و حرفهای زیبایی زدند که گویی بیشتر به اهداف انقلاب نزدیکتر بود ولی خیلی زود از صحنه حذف شدند !بعضیها هم امدند با حرفهای قشنگتر دیگه به قول خودشان ارزشهای انقلاب را زنده کردند ولی دوباره خیلی زود مردم از انها هم دلزده شدند!به نظر من وقتی مردم از حکومت و دولتی نا امید میشوند باید مطمئن بود که راه غلط است چرا که همین مردم بودند که آن انقلاب را ایجاد کردند و خواستار تغییر شدند !حالا هم اگر همین مردم خواهان تغییر و اصلاحات هستند حق دارند!اما امروزانقلاب وارد دهه سوم عمرش میشود!برای ما ادمها دهه سوم دهه پختگی و به قولی آ دم شدن است!وقتی میگیم فلانی 30 ساله شده همه او را فردی جا افتاده و کسی میدونند که به دور از شور و شر جوانی و شیطانیهای نوجوانی آماده شروع زندگی جدیدی است که در ان بیشتر عقلانیت و منطق حاکم است تا احساس و شور و شر!به نظر میاد این نشانه ها تا حدودی داره دیده میشه !بعضیها از همین انقلابیون حرفهای منطقی و عقلانی میزنند با اینکه هنوز اینگونه حرف و سخنان خیلی در حکومت تاثیر و به قولی برش نداره!ولی باز هم شنیدن اینچنین حرفها جای امیدواری زیادی داره!یعنی میشه امیدوار بود که کم کم عقلانیت و منطق جای احساس و شروشور را در این انقلاب بگیره؟!

1 نظرات:

محمد افراسیابی گفت...

نه همیشه پا به سی‌ساله‌گی گذاشتن نشانه‌ی پخته‌گی نمی‌تواند باشد. من انقلاب که شد وارد چهل ساله‌گی شدم، چهل ساله‌گی‌ای که بیست سال بود برایش نقشه می‌کشیدم. انقلاب که شدم، نقشه‌ها را دور ریختم که به انقلاب خدمت کنم. هنوز متوجه نشده‌بود که انقلاب راه درستی نیست. افسوس!
پخته‌شدن نیاز به سواد دارد. ما بی‌سواد بودیم.