تازگيها تو رسانه ها و اخبار حرف از خشكسالي و كم آبي و صرفه جويي و اين حرفهاست .والله من الان 10-12 سال است كه ميشنوم با كم آبي روبرو هستيم و از اين حرفها .دوستاني كه در مناطق مركزي و جنوبي ايران هستند ديگر اين موضوع برايشان عادي شده كه فصل بهار و تابستان را با قطعي برق و آب سپري كنند.براي اين دوستان خشكسالي و كم آبي يك دها است كه شروع شده ولي مشخص نيست چرا امسال دولت از اول سال اين موضوع را در بوق و كرنا نموده است شايد هم قرار است تمامي مشكلات را معلول خشكسالي بنامند الله اعلم؟!يادمه چند سال كه هميشه تابستان و اواخر بها ربا قطع برق مواجهيم .فكرش را بكنيد جايي مثل خوزستان و يا بوشهر و سيستان و بلوچستان و..در گرماي 50 درجه و هواي شرجي و..برق هم نداشته باشند چه اوضاعي ميشود!حالا طوفا نهاي فصلي و گردو خاك را در آن مناطق تصور كنيد تا بفهميد مردم انجا چه ميكشند.حالا امسال هم كه قرار است آب نداشته باشيم بايد حتما با عرق خودمان زندگي كنيم .لابد فردا هم خبر ميرسد با كمبود هوا مواجه شديم و بايد كمتر نفس بكشيم نميدونم شايد هم...
لابد ميپرسيد اينها همه حوادث و بلاياي طبيعيه و ربطي به اين و ان ندارد؟نه عزيز برادر ربط دارد !ربطش به مديريت منابعمان بر ميگردد .چرا نبايد ما كه ادعاي مسلماني ميكنيم و اسراف را گناه ميدانيم آنهم كبيره هميشه صرفه جويي كنيم ؟آيا فقط وقتي ديديم بي آب شديم ياد صرفه جويي و هدر ندادن بيفتيم؟يا وقتي ديديم قطعي برق و گاز داريم بايد ياد صرفه جويي بيفتيم؟بياييد كمي به خودمان بياييم به جاي دعا كردن و نماز باران خواندن ببينيم عيب كار ما كجاست ؟آيا گناه و فساد باعث اينهمه بلا شده يا غلط مصرف كردن و بي توجهي به منابع خداداي كه داريم؟...
Wednesday
به جاي نماز باران خواندن منابع را درست مديريت كنيم
Sunday
اندر احوالات دين كوپني!
Friday
گرسنه نگهدار و حكومت كن!
پس از اينكه قيمت برنج بالا رفت و هيايو زيادي راه افتاد و دولت تصميم به واردات برنج از كشور پاكستان نمود .اينجور كه به گوش ميرسه قيمت برنج در تهران و ديگر استانها رو به كاهش گذاشته شده است ولي در استانهاي شرقي بر عكس برنج قيمت افزايشي گرفته است.احتمالا دولت مردمي آقاي احمدي نژاد به ياري استاندار يكي از استانهاي شرقي دست به نقد شان براي خريد برنج پاكستاني آنقدر بالا رفته كه نقدا هفته اي 50 -60 هزار تن برنج وارد كشور مي كنند تا شايد بتوانندروند افزايشي قيمت برنج را بشكنند در حاليكه اين كار موجب شده است تا بازرگانان و مرز نشينان شرقي كه امرار معاشاشان از راه خريد و فروش برنج است با مشكلاتي مواجه شوند اينجور كه به گوش ميرسد دولت جلوي كار مرزنشينان براي ورود برنج را گرفته و تنها خودش نقدا مبادرت به ورود برنج نموده است كه اين امر به بيكاري اين افراد و دامن زدن به گرفتاريهاي اين قسمت از كشور دامن زده است .در حاليكه قيمت برنج در تهران و ديگر استانها تا حدووي متعادل و ثابت شده است و لي در استانهاي شرقي به علت دخالت دولت در واردات و جلوگيري از ورود برنج به اين مناطق(برنج مستقيما به تهران و مركز كشور توسط دولت حمل ميشود) قيمتي افزايشي پيدا كرده است كه اين امر با توجه به در آمد كم مردم اين مناطق مشكلات زيادي را براي آنان بوجود آورده است .قيمت نان و سبزيجات و ميوه نيز با توجه به خشكساليهاي چند سال اخير بسيار گران ميباشد.دوستي مي گفت دولت توقع دارد مردم اين مناطق با اين اوضاع و تعاريف دست به شورش و مخالفت با نظام دست نزنند.در حاليكه هر روز درآمدشان كمتر و تبعيضها بيشتر و قيمتها بالاتر ميرود.گفتم اين هم از آن سياستهاي قديمي گرسنه نگهدار و حكومت كن است.
Tuesday
نكنه بالاترين هم رفته تو كما؟
بد جوري همه جا ساكته!همه چيز به نظرم در سكونه!آرامش بدي دور تا دورم را گرفته!فكر ميكنم قراره يك اتفاقي بيفته!درست مثل آرامش قبل از طوفان.نميدونم فقط براي من يا نه؟وبلاگستان هم به نظرم در بي موضوعي و سكوته!رسانه ها و اخبار هم تكراري شده!حتي بالاترين هم ديگه موضوعات داغش چند روزيه تكون نخورده !انگار اونم رفته تو كما!نميدونم چه خبره !خرداد داره مياد! بيشتر وقتها خرداد خيلي عجيب ميشه !مثل الان من!نميدونم چرا گيجم؟چرا منگ شدم؟انگار نميتونم ديگه فكر كنم.خدا آخر و عاقبت منو به خير بگذرونه!...
Monday
براي خودم متاسف شدم!
چند شب پيش آقاي دانش جعفري وزير بركنار شده اقتصاد مهمان برنامه مثلث شيشه اي شبكه تهران با اجرا رضا رشيد پور بود .خيلي برايم جذاب بود كه در اين برنامه زنده ايشان چه حرفي خواهند گفت.خوشبختانه با سوالات مناسب و اجرا خوب رشيد پور ايشان لب به سخن گشود.مهمترين قسمت آنجا بود كه مجري از وجود يا عدم وجود مافيا از ايشان سوال پرسيد؟ايشان هم اين موضوع را انكار نمود و "گفت در كشور مافيا به ان صورتي كه يك عده اي در جايي بنشينند و براي سنگ اندازي در كار دولت برنامه ريزي و نقشه بريزند وجود ندارد.اين برنامه ها و مصوبات است كه جا را براي اخلال در اقتصاد باز مي گذارد."
نمي خواهم اينجا از كسي دفاع كنم ولي خيلي متاسف شدم براي خودم كه در جايي زندگي ميكنم كه رييس جمهورش هر از چند گاهي براي هورا كشيدن مردم تحليلهاي اقتصادي من در آوردي را بيان مي كند و از وجود مافيا و دست هاي پنهان در اقتصاد و سياست حرف ميزند در حاليكه اطرافيان و وزرا كابينه اش اين موضوع را منكر ميشوند.
Wednesday
فردوسي نيستي كه ببيني!
Tuesday
راز محبوبيت مراجع در قديم
خبرگزاري ايسنا مقا له اي با نام جنبش تنباكو؛ تولد اقتدار روحانيت و مردم به تاريخ 23/2/87آورده است مقاله درباره اقتدار مرجعيت شيعه درآن زمان و حرف شنوي مردم از آنها است.حتما همه شما جريان جنبش تنباكو و آن فتواي ميرزاي شيرازي را كه در كتابهاي تاريخ از آن ياد شده است را به ياد داريد.محض اطلاع عرض كنم در ان واقعه توسط حكومت آن زمان (ناصرالدين شاه قاجار)امتياز كاشت و برداشت و ..تنباكو به شركت انگليسي واگذار شد كه اين موضوع خشم علما و مردم را برانگيخت و منجر به فتواي تحريم تنباكو از طرف ميرزاي شيرازي شد و در طي ان حكومت مجبور به فسخ اين قرار داد شد.حالا چي شد كه اين موضوع را نوشتم؟!
پس از خواند ن اين مقاله و ياد اوري اين موضوع اين سوالات برايم تداعي شد كه آيا اگر امروزه چنين جرياني اتفاق افتد و يكي از مراجع چنين فتوايي دهد آيا دوباره همان تبعيت مردم از مراجع را شاهد خواهيم بود؟اگر نه دليلش چيست؟آيا مردم به مراجعي كه خود را درگير حكومت و قدرت كرده اند اعتماد دارند؟مگر نه اينكه دليل محبوبيت مراجع و روحانيون آن زمان دوري از قدرت و حكومت بود؟نقد قدرت و حكومت و جانبداري از حق مردم به جاي حمايت از حكومتگران و قدرتمندان يكي از دلايل پيروزي و محبوبيت مراجع در گذشته بوده است؟در زمانه ما هم به وضوح شاهد اين هستيم.آنجاييكه مراجع و روحانيون غير وابسته به قدرت دولت و حكومت محبوبيت بيشتري نسبت به مراجع و وابستگان به حكومت دارند.اين موضوع در عراق كه شايد آن را مهد مرجعيت نيز ناميد مشاهده ميشود.خلاصه كلام هر جا روحانيون قدرت را در دست گرفتند و به سياست آلوده شدند از محبوبيت و منزلت آنان كم شد ...
Friday
پر لذت ترين ناهار من!
امروز براي كاري مجبور شدم به يكي از روستاها بروم ولي بد موقع رفتم ،طوريكه مجبور شدم وقت ناهار در منزل يكي از روستاييان باشم ،البته آنها از اينكه بي خبر آمده بودم و خبر نداده بودم ناراحت بودند چونكه نتوانستند ناهار آماده كنند ،و خودشان ناهار خورده بودند ،ولي من كه اينجوري راضيتر بودم گفتم براي ناهار نيامده ام هر چي باشه ميخورم ،پس از مدتي سفره پهن شد و ناهار آماده شد:مخلوطي از كنسرو لوبيا و تن ماهي و گوجه فرنگي به همراه يك كاسه دوغ محلي و نان داغ تنوري تازه ،باور نمي كنيد اگر بگويم آن ناهار پر لذت ترين ناهاري بود كه تا به آن لحظه خورده بودم،سادگي و صداقت و مهمان نوازي آن مرد روستايي تا ابد در ذهنم ميماند!
Wednesday
درددلهای من با خدا
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: .:: آبا مومنان ندانسته اندکه محققا خداست که توبه بندگان را می پذیرد ؟! (توبه/104) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: .:: البته خدا همهی گناهها ن را، چون توبه کنیدخواهدبخشید. (زم53)
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم گفتی: .:: هماناخداآنان راکه پیوسته به درگاهش توبه کندو هم پاکیزگان دوراز هرآلایش را دوست می دارد (بقره/222)
Tuesday
حقوق 200هزارتومانی فقط خرج خرید روغن و برنج میشود!
در حالیکه یکی از نهادهای دولتی به وجود بیش از 15 میلیون ایرانی زیر خط فقر اعتراف میکند!رییس جمهور از توطئه استکبار جهانی برای به وجود آوردن تورم 60 %در ایران خبر میدهد!که به لطف کارها و اقدامات دولت تا الان خنثی شده است.
در حالیکه شهرهایی در ایران هستند که احتیاج به بازسازی و آبادانی دارند حتی در خود تهران مناطقی با وضع بسیار بد و اسف بار وجود دارد شهرداری تهران از کمک 3میلیارد تومانی برای بازسازی لبنان خبر داد!
در حالیکه همه از وحدت و یکپارچگی حرف میزنند در بعضی مناطق مرزی کشور جنگ فرقه ای راه افتاده و هر روز عده ای بیگناه به خاطر تعصبات مذهبی کشته میشوند و منادیان وحدت سکوت کرده اند!
در حالیکه بنا بر اعلام مسئولان فرهنگی سرانه کتاب خوانی در کشور ما 2 دقیقه در شبا نه روز است ،داریم پز بزرگترین نمایشگاه کتاب در دنیا را میدهیم!
در حالیکه دولت از متوقف کردن تورم و گرانی خبر میدهد قیمت برنج ونان غذای اصلی مردم بیش از 3برابر شده و قیمت روغن بیش از 2برابر!این در حالیست که کارگری با حقوق 200هزارتومان در ماه پولش فقط صرف خرید این دو میشود بدون اینکه بخواهد پول اجاره و بهداشت و آب وبرق و...را بپردازد!
Sunday
5می روز ماما
Saturday
آقايون کتاب خوندن فکر راحت می خواهد نه پول !
باز نمايشگاه كتاب و باز حرفهاي هميشگي :سانسور وجمع آوري بعضي كتابها،ناليدن ناشران و نويسندگان،كم بودن سرانه كتاب خواني در كشور و...دوباره بحث بر سر اينكه چرا ما كم كتاب ميخونيم و بقيه بيشتر؟همايش براي چرايي كم بودن تيرا كتاب و...
آخه يكي نيست به اين مسئولين بگه بابا شما كه 21 دوره اين نمايشگاه را برگزار كرديد و 21 بار از خودتون حداقل اين سوال را پرسيديد چرا تا كنون جوابي برايش پيدا نكرديد؟!مگر غير از اينه كه فقط با اين همايشها و نمايشگاهها مي خواهيد صورت مسئله را پاك كنيد؟!
آخه كارگري كه بايد براي 200 هزار تومان سر ماه ،صبح كله سحر تا نيمه شب بيرون از خونه باشه و با هزار نفر سگ دو بزنه تا يك لقمه نون در بياره ديگه وقت و فكري براي تمركز كردن و خوندن كتاب براش ميمونه؟يا كارمندي كه همش تو فكر قسط آخر ماه و كرايه خونه و خرج و خوراك و ...ديگه فرصت اينو داره كه بره با خيال راحت بشينه يكجا و دو صفحه كتاب بخونه؟!اگر هم وقتي پيدا ميكنه بايد بره مسافر كشي تا خرج كلاسهاي جورواجور آقا زاده را در بياره البته اگر ماشين قراضه اي داشته باشه و گرنه كه بايد بره پايين شهر دست فروشي كنه؟
اهل كتاب و فرهنگ ما هم كه به خاطر پول كتاب خوان هستند، يا نويسنده هستند كه بايد بنويسند تا پول دربيارند و يا منتقد و مقاله نويس مطبوعات كه اونهم براي پوله !
سرمايه دار و ميلياردر ما هم كه اصلا وقتي براي كتاب نداره اون براي كلاس و پر كردن ويترين كتابخونه شخصيش كه ميره نمايشگاه و يك دو جين كتاب بار ماشين آخرين سيستمش ميكنه و رفت تا سال ديگه !
دانشجو و محقق ما هم كه جاي خودشو داره موقع امتحان و پروژه كه ميشه چند ورق كتاب و كپي فلان مقاله خارجي و خداحافظ!
جوانان و تحصيلكرده هاي ما كه الان همشون رفتنند تو خط آي تي و سايت و چت و وبلاگ و ...
اگر وقت كنند كه يك كتاب دانلود شده كه تو كشور اجازه چاپ پيدا نكرده را تا 20 صفحه بخونند هنر كردند!حالا يكي بياد به اين مسئولين بگه آقا ايراد كار يكجاي ديگه است، نه تو قيمت كتابه نه تو وقت و ..،.مشكل فقط نداشتن فكر راحته!آره فكرت بايد راحت باشه تا بتوني دو صفحه كتاب بخوني وگرنه ....
Thursday
مقام معلم را با هدایای مادی کوچک نکنیم!
امروز روز معلمه .این روز حداقل برای تمام کسانی که سواد دارند و در ایران زندگی می کنند شور و هیجانی دیگه ای داره.البته از ما ها که گذشته ،ولی یادش بخیر آن زمانها یکی دو روز مونده به چنین روزی همه ما می افتادیم تو این فکر که چکار بکنیم و چی بخریم و چطوری به معلمون هدیه بدیم.البته وقتی میگن دنیا تغییر کرده واقعا راست میگن.آن زمان هدیه ها ساده بوده مثل خوده معلمها ،مثلا من خودم یاد ندارم بیشتر از یک کتاب چیزی هدیه داده باشم .هم به خاطر اینکه دیگه بیشتر از این پولم نمیرسید و هم به علت اینکه میدونستم معلم من هم به همین هدیه راضیه.یادمه یک بار هم تسبیح دادم ، و یکی دوبار هم چیزی نداشتم و فقط چند خطی نوشتم و به عنوان تشکر بهش دادم .اما متاسفانه بعضی از ارزشها در جامعه کم رنگ شده ،نمیخواهم دوباره قلم انتقاد بگیرم و بنویسم که چه و چه.
ولی وقتی معلمانی را میبینی که یکی دو هفته قبل از روز معلم خودشون به دانش آموزان میگویند چه هدیه ای برای آنها بیاورند آدم یک احساس بدی بهش دست میده .الان دیگه دانش اموزان هدیه هاشون کمتر از سکه و ساعت و اجناس گرانقیمت چیزی نیست .آنهایی هم که مثل من دستشون به دهنشون نمیرسه سعی می کنند از این قافله عقب نمونند . و یک جوری با قسط و قرض ازپس این کار بر بیاییند.درسته که حقوق و دستمزد معلمان کمه و نسبت به بقیه اقشار شاید از نظر مالی تحت فشار بیشتری باشند ولی دلیل نمیشه که کار به این قشنگی که به نظر من هر کسی لایقش نیست رابا هدایای مادی اینقدر کوچیک کنند .البته نباید معلمانی که با جان و دل به این کار عشق میورزند را از یاد برد ،همین چند مدت پیش بود یک سرباز معلمی که در یکی از روستاهای منطقه ای محروم تدریس میکرد آنهم با 4 شاگرد ،و در وبلاگش از عشقش به این کودکان مینوشت و از اینکه با چه علاقه ای به این کودکانی که در این منطقه دور افتاده بودند درس زندگی میداد .از اینجور افراد در جامعه ما بسیارند کسانیکه با حقوق حداقل در دور افتاده ترین مناطق در حال تدریس هستند با شاگردانشان زندگی میکنند و شاید حتی هدیه ای هم دریافت نکنند،چرا که شاگردش شاید حتی شب را گرسنه به صبح رسانده .ولی من مطمئنم همان شاگرد بیشتر ازدانش آموز بالاشهر تهرانی که هدیه اش کمتر ازقیمت یک سکه نیست عشق و علاقه به معلمش داره ،اینو مطمئنم عشقی که بین اون سرباز معلم و شاگرد 7 ساله اش هست بیشتر از عشقه مادیه که الان در بین بعضی از معلمان هست.
.jpg)
