Tuesday

وقتي اينهمه تحقير و تبعيض نسبت به زنان را ميبينم شرمم مياد روز زن را تبريك بگم!

اون روزها كه كوچيكتر بودم و روز مادر ميشد از اين روز فقط يك تبريك خشك و خالي به مادرم را يادمه ولي وقتيكه كم كم بزرگتر شدم و رفتم تو جامعه و واقعيتهاي زيادي را ديدم روز مادر و روز زن برام يكجوره ديگه اس.هنوز يادم نميره دستهاي ترك خورده مادرم را كه مجبور شد يراي كمك خرج بودن و تهيه مخارج تحصيل بچه هايش بره سر كار!هنوز داد و فريادهاي خودم را كه بر سر مادرم ميكشيدم و از كمبودهاي خودم داد و بيداد ميكردم يادمه !هنوز وقتي ياد سختيهايي كه كشيد تا ما را بزرگ كنه مي افتم از خودم بدم مياد چرا كه من مجبورش كردم اينقدر سختي بكشه !ولي اون هيچ توقعي نداشت اون فقط براي اينكه وجودش مالامال عشق و فداكاريه همه را تحمل ميكرد و هيچ وقت نناليد هيچ وقت گله نكرد !آره اين قصه مادر من و يا مادر تو نيست !داستان زندگي واقعي همه مادران و همه زنان است!حالا كه به قولي بزرگ شدم و جامعه را ميبينم از مرد بودن خودم بدم مي آيد .از اينهمه ظلمي كه به زنان و مادران سرزمينم شده احساس بدي دارم!وقتي تبعيض تو حقوق و دستمزد بين زن و مرد را ميبينم!وقتي تبعيض در حق ارث و حق حضانت را ميبينم!وقتي ميبينم كه چطوري داره تو جامعه اسلامي ما به يك زن سرپرست خانوار كه خودش ميخواد بچه هايش را بزرگ كنه نگاه ميشه !وقتي ميبينم زنان و دخترني كه براي دفاع از حقوق خودشون افتادند زندان!وقتي ميبينم كه دختران دانشجو چطور به علت فشارها مجبور به خودكشي ميشوند!وقتي خودسوزي و خودكشي دختران و زنان را به خاطر ازدواجهاي اجباري و تعصبات بيجا ميبينم!وقتي توهين استاد دانشگاه را به دختر دانشجو ميبينم!وقتي ديوارهاي تعصب و بردگي زنان را ميبينم كه به نام مذهب و دين دور تا دور زنان كشيده شد!و هزاران وقتي ديگر را ميبينم شرمم مياد به مادرم و به زنان كشورم اين روز را تبريك بگم!شرمم مياد با خريدن كادوي مادي اينهمه رنج و سختي را كه مادرم كشيده را زيرش بپوشونم!
به خودم ميگم :نميخواد كادو بگيري و تشكر كني نميخواد روز زن را تبريك بگي و بعدش روز از نو روزي از نو!دوباره شروع كني به ظلم كردن شروع كني به ادامه دادن تبعيض وتوهين .بيا و در برداشتن اين تبعيض در برداشتن اين تحقير و توهين يك گامي برداريك حركتي كن تا وجدانت راضي بشه !نگو من مردم من جنس برترم نگو براي من افت داره نگو و نگو ...